Disillusion~

Posted by Denise (Tehran, Iran) on 16 January 2009 in Abstract & Conceptual and Portfolio.

...

می آمدم

لحظه ای مضطرب کنار حوصله ات می نشستم

بعد با بدرقه نفس های تو می رفتم

تنها در نور ملایم خانه تو بود

که با ساده تر از این هم می شد گریه کرد

حالا اگر کلمه های تو از جنس سنگ های زیباست

حالا اگر حوصله ً درد دل با آیینه و اشتباه ، فراوان است


یادت نرود


یک شب هم بهترین رویای روزگار

در خوابهای من می گذشت


.


Unknown poet