|
|
سال صفر
Posted by Denise (Tehran, Iran) on 30 March 2009 in Abstract & Conceptual and Portfolio.
من و دیوار های ساکت خانه... من و خیابان های شلوغ شهر... من و آرامش صبح... من و روشنی طلوع ... من و سرخی غروب
...من و نگاه آدم برفی ها ... من و قطره های بارا ن...
...من و کبوتر های بام همسایه ... من و آدم ها ...
...سالهاست غریبه ایم ... با هم و دور از هم ...
...
چه بازی غریبی
شمردم ...شمردم... شمردم
و تو دور شدی ... دورتر از نزدیک ... دور تر از دور ... دورتر از همیشه ... دورتر از هرگز ...
می گردم ... می گردم ... می گردم
...به رسم کودکانگی هایم دوباره چشم می گذارم و می شمارم در سیاهی
... و فکر می کنم به نگاه مهربانت
شاید کمی نزدیک تر بیایی
.
.
unknown poet
|
|